![]()
برای تازه شدن دیر نیست
من تو را از کوچه های حسرت گرفته ام ...
از تمام شب های تنهایی...
از لحظات تو در توی دلهره...
از عذاب دقایق بی کسی...
از تمام سالهای....
بگذریم...
یک کلام.....
دوستت دارم...!!!
آروم پاي راستمو گذاشتم جلو.... اين بود قدم ِ اول...
دلم لرزيد...چشمام سوخت...به آسمون نگاه کردم...
خورشيد هنوز سر جاش بود...
زمين هنوز سخت بود ... ولي يه غم بزرگ نشست تو دلم...
دلم گريه ميخواست!
صدام در نميومد ....
دلم تنگ بود.... براي کي؟
نميدونم!
يه نفس عميق کشيدم...
خيلي چيزا مي خواستم!
ولي همش يادم رفت...
بهم گفته بود براش دعا کنم....
يه صدايي شنيدم که ميگفت: بگو....!!! باز چي ميخواي؟!
همه ي توانم رو جمع کردم تو صدام وفقط گفتم:
خداي خوبم! بهم گفتن که تو خيلي مهربوني!
خداياااا خيلي دوسِت دارم.... خيلي دوسِت داره....خيلي دوسِت داريم...
اي خدا
شایدم دوستم داره.... نميدونم... شايد.... اگر ....
ولي....
فقط بهم ياد بده که
دوسِش داشته باشم!!
چشمامو که باز کردم، ماه رو ديدم....
خورشيد کجاست؟... کي رفت؟.... کجا رفت؟
کارش داشتم... ميخواستم بهش بگم تو که اون بالاها نشستي...
تويي که بي ريا ومهربوني...
سلام منو به خدا برسون...
بهش بگو:
بازم دوسِش دارم....

زندگی سخت گیرترین معلم دنیاست
چون اول امتحان می گیره
بعد درس میده!!



عاشق کسی شو که دلش انقدر
بزرگ باشه که برای رفتن تو دلش
خودتو کوچیک نکنی


مي رسد روزي كه مرگ عشق را باور كني
مي رسد روزي كه بي من در كنار قبر من
شعر هاي گفته ام را مو به مو از بر كني
عشق

![]()
کاش بودی تادلم تنها نبود *** تااسیرغصه ی فردانبود
کاش بودی تابرای قلب من***زندگی اینگونه بی معنانبود
کاش بودی تالبان سردمن***قصه گوی غصه ی فردانبود
کاش بودی تانگاه خسته ام***بی خبرازموج وازدریا نبود
کاش بودی تادودست عاشقم***غافل ازلمس گل مینا نبود
کاش بودی تازمستان دلم***این چنین پرسوزوپرمعنانبود
کاش بودی تافقط باورکنی*** بعد تو این زندگی زیبا نبود
چند روز پیش با مهرنوش رفتیم سینما
فیلم پارک وی بود.
مهمترین مساله ایی که باعث جذب من و خیلی بدبخت های دیگه برای دیدن این فیلم شد چسبوندن لیبل +۱۶ به این فیلم بود که خواه ناخواه آدم کنجکاو میشه![]()
داستان از این قرار بود یه بچه خوشگلی به اسم کوهیار که مایه دارم هست میره یه دختر مایه دار که باباش برجسازه رو میگیره.یه چند روزی از زندگیشون تو کاخشون میگذره که دختره دوستش میاد میگه اگه حوصلت سر رفته بیا بریم تاتر کار کنیم.دختر میگه باشه و میرن ولی کوهیار شک میکنه و دنبال دختره میاد هر روز.یه روز که دختره برا تمرین میخواسته بره از خواب پا میشه سریع حاضر میشه بره یهو میبینه در اتاق قفله.شاکی میشه میره سمت کیفش که موبایلش رو ور داره میبینه نیست.میره سراغ تلفن میبینه سیماش چیده شده.میره از ایوون بره میبینه در اونم قفله.خلاصه تا شب زندانی میشه آخر شب پسره میاد با یه کت شلوار سفید در رو واز میکنه یهو دختر قاطی میکنه یه مجسمه پرت میکنه طرف یارو.کوهیار جاخالی در میده.بعد کوهیار دختر رو میکشونه پایین و یه حالت سن مانند درست کرده و مامانش(بیتا فرهی در نقش فلور) هم نشسته رو سن.پسره به دختره میگه نقش لورا رو تو الان باید برا من بازی کنی!!دختره میگه تو دیوونه ای و ...من بازی نمیکنم و فلان فیثار...و د فرار...که کوهیار به مامانه میگه مامان ازش بخوا که برام بازی کنه و مامانه میره دختره رو هل میده به دیوار و میکشتش به چک و لگد که باید بازی کنی.خلاصه این مادر و پسر معلوم میشه که مشکل روانی داشتند و این بدبخت رو ۳ روز بدترین شکنجه ها رو بهش میدن(با سیگار میسوزوننش با کمربند میزنش پسره و ..)ولی از اونجا که دختره قرار بوده بره تاتر و نمیره و تلفنشم جواب نمیده دوستاش نگران میشن و میرن در خونه و ...
بقیش رو خودتون ببینید که لااقل یه ذره ذوق براتون بمونه
این فیلم رو نباید در ژانر وحشت طبقه بندی بلکه در ژانر کمدی و کمیک میکردند.جلوه های بصری فوق العاده ابتدایی.دیالوگ ها ضعیف.صحنه های به اصطلاح ترسناک کمتر از ۵ دقیقه. تمرکز بر روی ثروتمند بودن افراد و کلی عیب ایراد و دیگه که به نظر من شگرد تبلیغاتی + ۱۶(همچنین خوشنامی کارگردان) بودنش سبب میشه که آدم بره فیلم رو نگا کنه و پشیمون بیاد بیرون.
الو
منزل خداست؟؟؟
الو سلام
منزل خداست؟؟؟
این منم مزاحمی که اشناست.
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است.
ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست.
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است.
به ما که میرسد حساب بنده هایتان جداست؟؟؟
الو
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟؟؟
چرا صدایتان نمیرسد؟ کمی بلند تر
صدای من چطور؟؟؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟؟؟
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست
الو و مرا ببخش.باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم و دوباره و تا خدا خداست…
دوباره…تا خدا خداست…
هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها هميشه وفتي مي ريزن كه فكر ميكنن طلا شدن بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند هر كسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يكي با دلش ميره، يكي با پاهاش، ولي مواظب باش كسي با پاي خودش از دلت نره مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
فرشتگان از خدا پرسيدند : که اي خدا چرا زنان را زيبا افريدي؟ خداوند پاسخ داد :
.....که مردان انهارا دوست بدارند در ان ميان
يکي از فرشتها بسرعت پرسيد: پس چرا زنان را احمق افريدي؟
خداوند لبخندي زد و گفت : تا انها مردان را دوست بدارند![]()
خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ولی جا نشد... پس گذاشتمش تو جيبم ولی جا نشد... در
کيفمو باز کردم ولی جا نشد... تصميم
گرفتم ببرمش تو اتاق ولی جا نشد... بنابراين يه خونه براش گرفتم ولی جا نشد... با خودم
گفتم : يه باغ! آره ! ولی جا نشد... حتما
تو کره زمين جا می شه ولی جا نشد... پس گذاشتمش تو قلبم ... حالا ديگه جاش خوبه
خوبه... تازه می فهمم اين که می گن دل آدم
می تونه از دنيا هم بزرگ تر باشه يعنی چی.....
این روزها عادت همه رفتن و دل شکستنه
درد تموم عاشق ها پای کسی نشستنه
این روزها مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه
گرد های رو آیینه ها فقط غم زندگی
این روزا درد عاشق ها فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستارها یه کم ستاره چیدنه
این روزا کار گلدون ها از شب نمی تر شدنه
آرزوی شقایق ها یه شب کبوتر شدنه
این روزها آسمونمون پر از شکسته بالیه
جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه
این روزها کا رآدم ها دلهای پاک رو بردنه
بعدش اون رو گرفتن و به دیگری سپردنه
این روزها کار آدم ها توو انتظار گذاشتنه
ساده ترین بهونشون از هم خبر نداشتنه
این روزها سهم عاشق ها غصه و بی وفایی
جرم تمو مشون فقط لذت آشناییه
این روزها توی هر قفس یکی دو تا قناریه
شبها غم قناری ها تو خواب خونه جاریه
این روزها چشم های همه غرق نیاز و شبنمه
رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه
این روزها ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلب های مثل دریامون پر از خراش و ترکه
این روزها عادت گلها مرگ رو بهونه کردنه
کار چشای آدم ها دل رو دیوونه کردنه
این روزها کار رویا مون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگی زندگیا رو باختنه
این روزها تنها چارمون شاید پردنه مردنه
رو بام پاک آسمون ستاره رو شمردنه
این روزها آدم ها دیگه تو قلب هم جا ندارن
مردم دیگه توو دلاشون یه قطره دریا ندارن
این روزها فرش کوچه ها توو حسرت یه عابره
هر جا یکی منتظره ورود یه مسافره
این روزها هیچ مسافری برنمی گرده به خونه
چشای خسته تا عبد به در بسته می مونه
این روزها قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
این روز ها درد آدم ها فقط غم بی کسیه
زندگی شون حاصلی از حسرت و دلواپسیه
این روزها خوشبختی ما پشت مه نبودنه
کار تمام شاعر ها فقط غزل سرودنه
این روزها درد آدم ها داشتن چتر توو بارونه
چشمای خیس و ابریشون هم پای رود کارونه
این روزها دوست ها هم دیگه با هم صداقت ندارن
یه وقت ها توی زندگی هم دیگر رو جا میزارن
جنس دلهای آدم ها این روزها سخت و سنگیه
فقط توی نقاشی ها دنیا قشنگ و رنگیه
این روزها جرم عاشقی شهر دل رو فروختنه
چاره فقص نشستن به پای چشی سوختنه
اسم گلها رو این روزا دیگه کسی نمی دونه
اما تو تا دلت بخواد اینجا قریب فراوونه
این روزها فرصت دلها برای عاشقی کمه
زخمهای بی ستاره ها تشنه یاس و مرحمه
این روزها اشکمون فقط چاره بی قراریه
تنها پناه آدم ها عکس های یادگاریه
این روز ها فصل قربت عشق و بید های مجنون
بقض های کال باغچه ها منتظر یه بارونه
این روزها دوست های خوبم هم دیگرو گم می کنن
دلهای پاک و ساده رو فدای مردم می کنن
این روزها آدم ها کمن پشت نقاب پنجره
کم تر می بینی کسی رو که تا عبد منتظره
مردم ما به هم دیگه فقط زود عادت می کنن
حقا که بی وفایی رو خوبم رعایت می کنن
درسته که اینجا همه پاییزار و دوست ندارن
پاییز که از راه می رسه پا روی برگ هاش میزارن
اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن
چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن
این روزها باید هممون برای هم سایه باشیم
شبا یکم دلواپسه کودک همسایه باشیم
اون وقت دوباره آدم ها دستاشون و پل میکنن
دردهای ارغوانی رو باهم تحمل میکنن
اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه
بر سر پیمون میمونن دوست های خوب تا همیشه
اما نه فکر که می کنم این کار یه کار ساده نیست
انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست...

![]()
منی که یه روزگاری![]()
همه دنیای تو بودم![]()
حالا هیچ فرقی نداره
واسه تو بود و نبودم ![]()
![]()
دلتو به کی سپردی
حالا که منو نداری![]()
![]()
حالا دستتو توعزیزم
توی دسته کی میزاری ![]()
![]()
منی که همش میگفتم ![]()
![]()
یه وقت تنها نموندی
منی که برات میمردم
اینو خودت میدونی
ولی تو گذاشتی رفتی
منو تنها گذاشتی
چرا قلبمو شکستی ![]()
چرا دوستم نداشتی![]()

لعنت به تو که آسون
غرورمو شکستی
![]()
لیاقتت همین بود
دوره خودت بگردی
باید یه روز بفهمی
که با دلم چه کردی
حیفه من که بخوام
عمرمو با تو باشم
و بازم دل به تو بدم
حالا این جوری شکستم![]()
از همه چی خستم ![]()
نمیدونم دیگه چی بهت بگم
سقوط کرد همین جا کنار من
از آسمان ستاره ی دنباله دار من
من مات مانده بودم و حرفی نمیزدم
تنها صدای باد و فقط زار زار من
اصلاًٍ چرا ستاره ی تابنده ای چنین
یک بار هم رصد نشده در مدار من
وقتی سوال کرد خدا ازخودش چرا
افتاده است روی زمین شاهکار من
آن وقت آن ستاره ی روشن پرید و رفت
![]()
![]()
آن شب